در شاهنامه فردوسی می‌خوانیم که چون رودابه از زال رستم را باردار شد و هنگام زایمان رسید، از بزرگی رستم و درد زایمان بیهوش و شد و زال که نگران جان همسر و فرزندش بود یکی از پر‌های سیمرغ را به آتش کشید و سیمرغ در پاسخ به پیمانی که با زال داشت به یاری او شتافت. سیمرغ دانا به زال گفت که تنها راه این است که پهلوی مادر را بشکافید. پس موبدی ماهر و دانا رودابه را با شراب مست کرد تا درد را احساس نکند و پس از شکفتن پهلوی رودابه رستم را بیرون کشید و زخم را بست. رستم پیلتن چنین‌ زاده شد و جسه عظیم و قدرتمندش همگان را شگفت زده کرده بود.